zurechtziehen
مرتب کردن (با کشیدن)، تنظیم کردن position
Bedeutungen
1
Akkusativ
لباس، پرده یا هر چیزی را با کشیدن مرتب و در وضعیت درست قرار دادن.
- Er zog seine Krawatte zurecht, bevor er den Raum betrat.او کراواتش را مرتب کرد قبل از اینکه وارد اتاق شود.
- Sie zog das Kissen zurecht.او بالش را مرتب کرد.