zurechthämmern

Aussprache: /ˈt͡suːʁɛçtˌhɛmɐn/
Worttrennung: zu·recht·häm·mern
فعل

با چکش درست کردن، کوبیدن و شکل دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (چیزی را با چکش درست کردن)

با استفاده از چکش، چیزی را به شکل یا اندازه مناسب درآوردن یا تعمیر کردن.

  • Der Schmied hämmerte das Metall zurecht, bis es die gewünschte Form hatte.آهنگر فلز را کوبید و شکل داد تا به شکل دلخواه رسید.
  • Er musste den Nagel mit dem Hammer zurechthämmern.او مجبور بود میخ را با چکش بکوبد و صاف کند.
2 Akkusativ (چیزی را سر و سامان دادن)

به صورت مجازی، چیزی را به زور یا با تلاش زیاد به شکلی مناسب یا قابل قبول درآوردن؛ سر و سامان دادن به چیزی.

  • Der Autor musste den Text mehrmals zurechthämmern, bis er zufrieden war.نویسنده مجبور بود متن را چندین بار ویرایش کند تا راضی شود.
  • Wir haben versucht, das Projekt unter Zeitdruck zurechtzuhämmern.ما سعی کردیم پروژه را تحت فشار زمانی سر و سامان دهیم.