zurechtkommen

Aussprache: /t͡suˈʁɛçtˌkɔmən/
Wortzerlegung: zu·recht·kom·men
فعل

از عهده برآمدن، کنار آمدن، جهت‌یابی کردن

Bedeutungen

1 mit + Dativ

از عهده انجام کاری، ابزاری یا شرایطی برآمدن

  • Ich komme mit der neuen Software gut zurecht.من با نرم‌افزار جدید خوب کنار می‌آیم.
  • Er kommt allein zurecht, auch wenn es schwierig ist.او حتی اگر سخت باشد به تنهایی از پسش برمی‌آید.
2 mit + Dativ

با شخصی سازگاری داشتن و رابطه مناسب داشتن

  • Kommst du gut mit deinen neuen Kollegen zurecht?آیا با همکاران جدیدت خوب کنار می‌آیی؟
  • Sie kommt mit niemandem wirklich zurecht.او واقعاً با هیچ‌کس نمی‌سازد.
3 in + Dativ / (intransitiv)

موقعیت‌یابی کردن و راه را پیدا کردن در مکان جدید

  • In der neuen Stadt komme ich noch nicht gut zurecht.در این شهر جدید هنوز درست راه و چاه را بلد نیستم.
  • Er kam im Dunkeln nicht zurecht.او در تاریکی نتوانست راهش را پیدا کند.