zurechtlegen

Aussprache: /tsuˈʁɛçtˌleːɡn̩/
Wortzerlegung: zu·recht·le·gen
فعل

آماده/مرتب کردن (وسایل)، آماده کردن در ذهن (بهانه/استراتژی)

Bedeutungen

1 Akkusativ + Dativ (sich)

وسایل، ابزار یا لباس را جهت استفاده در دسترس و مرتب قرار دادن

  • Sie legte sich die Kleidung für morgen zurecht.او لباس‌های فردا را برای خودش مرتب و آماده کرد.
  • Der Arzt legte die Instrumente zurecht.پزشک ابزارها را دم دست آماده گذاشت.
2 sich (Dativ) + Akkusativ + zurechtlegen

پاسخ، استراتژی یا بهانه‌ای را در ذهن آماده کردن (به صورت انعکاسی)

  • Er hat sich eine Ausrede zurechtgelegt.او یک بهانه در ذهن خود آماده کرده است.
  • Ich muss mir eine gute Antwort zurechtlegen.من باید یک پاسخ مناسب در ذهن خود آماده کنم.