zurechtlegen
آماده/مرتب کردن (وسایل)، آماده کردن در ذهن (بهانه/استراتژی)
Bedeutungen
1
Akkusativ + Dativ (sich)
وسایل، ابزار یا لباس را جهت استفاده در دسترس و مرتب قرار دادن
- Sie legte sich die Kleidung für morgen zurecht.او لباسهای فردا را برای خودش مرتب و آماده کرد.
- Der Arzt legte die Instrumente zurecht.پزشک ابزارها را دم دست آماده گذاشت.
2
sich (Dativ) + Akkusativ + zurechtlegen
پاسخ، استراتژی یا بهانهای را در ذهن آماده کردن (به صورت انعکاسی)
- Er hat sich eine Ausrede zurechtgelegt.او یک بهانه در ذهن خود آماده کرده است.
- Ich muss mir eine gute Antwort zurechtlegen.من باید یک پاسخ مناسب در ذهن خود آماده کنم.