zurechtmachen
مرتب/آماده کردن؛ خود را آرایش و آماده کردن (sich)
Beispiele
- Soll ich dir eine Butterstulle zurechtmachen?آیا برایت یک ساندویچ کره آماده کنم؟
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی، دکور، غذا یا تخت را مرتب و مهیا کردن.
- Sie macht das Bett für die Gäste zurecht.او تخت را برای مهمانان مرتب میکند.
- Der Friseur macht die Haare zurecht.آرایشگر موها را مرتب میکند.
2
sich (Akkusativ)
خود را آماده کردن، آرایش کردن و لباس پوشیدن (sich zurechtmachen).
- Sie macht sich für die Party zurecht.او خودش را برای مهمانی آماده/آرایش میکند.
- Er braucht lange, um sich morgens zurechtzumachen.او صبحها برای آماده شدن به زمان زیادی نیاز دارد.