zurechtrücken
مرتب کردن، تنظیم کردن، اصلاح کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas zurechtrücken)
چیزی را به جای صحیح یا وضعیت مناسب خود برگرداندن، مرتب کردن یا تنظیم کردن.
- Bitte rück das Bild an der Wand zurecht, es hängt schief.لطفاً تابلو را روی دیوار مرتب کن، کج آویزان است.
- Er musste die Möbel im Raum zurechtrücken, um Platz zu schaffen.او مجبور بود مبلمان اتاق را جابجا کند تا جا باز کند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas zurechtrücken)
یک اشتباه، سوءتفاهم یا اطلاعات نادرست را اصلاح کردن یا روشن کردن.
- Ich möchte einige Missverständnisse über meine Rolle zurechtrücken.من میخواهم برخی سوءتفاهمها را در مورد نقشم روشن کنم.
- Der Lehrer rückte die falsche Annahme des Schülers zurecht.معلم فرض نادرست دانشآموز را اصلاح کرد.