zurechtschieben

Aussprache: /tsuˈrɛçtˌʃiːbn̩/
Wortzerlegung: zu·recht·schie·ben
فعل

در جای خود قرار دادن، تنظیم و مرتب کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی (مانند صندلی، عینک، یقه) را با هل دادن در جای درست تنظیم کردن

  • Er schob seine Brille auf der Nase zurecht.او عینکش را روی بینی‌اش تنظیم و مرتب کرد.
  • Sie schob den Stuhl vor dem Schreibtisch zurecht.او صندلی جلوی میز تحریر را مرتب کرد.