zurechtweisen
سرزنش کردن، توبیخ کردن، راهنمایی کردن
Beispiele
- Er ''wies'' seine Kinder ''zurecht,'' da sie zu laut waren.او فرزندانش را به خاطر سر و صدای زیاد سرزنش کرد.
- Sie wurde von ihrer Chefin ''zurechtgewiesen.او توسط رئیسش توبیخ شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به کسی تذکر دادن یا او را سرزنش کردن به منظور اصلاح رفتار یا گفتارش.
- Der Chef wies den Mitarbeiter wegen seines Fehlers zurecht.رئیس به کارمند به خاطر اشتباهش تذکر داد.
- Manchmal muss man Kinder zurechtweisen, damit sie lernen.گاهی اوقات باید به بچهها تذکر داد تا یاد بگیرند.