zurechtzumachen
مرتب کردن، آماده کردن، درست کردن (مصدر)
Bedeutungen
1
Akkusativ
آماده کردن و تنظیم کردن چیزی یا کسی برای یک موقعیت خاص، اغلب با جزئیات و دقت بالا.
- Der Redner machte seine Präsentation sorgfältig für das hochrangige Publikum zurecht.سخنران ارائه خود را با دقت برای مخاطبان عالیرتبه آماده و تنظیم کرد.
- Sie musste sich für den feierlichen Anlass schnell zurechtmachen.او مجبور بود خود را برای مراسم باشکوه به سرعت آماده و آراسته کند.
2
Akkusativ
مرتب کردن و سامان دادن به امور یا مسائل پیچیده، اغلب به معنای حل و فصل کردن یا آمادهسازی برای اقدام.
- Der Anwalt machte die Unterlagen für den Prozess vollständig zurecht.وکیل مدارک را برای دادگاه به طور کامل آماده و مرتب کرد.
- Wir müssen die letzten Details für das Projekt noch zurechtmachen, bevor wir beginnen.ما باید جزئیات نهایی پروژه را قبل از شروع، آماده و تنظیم کنیم.