zurechtzuschneiden

Aussprache: /t͡suˈʁɛçtˌt͡suːˌʃnaɪ̯dn̩/
Worttrennung: zu·recht·zu·schnei·den
Erweiterter Infinitiv

به اندازه دلخواه بریدن، مرتب کردن (با قیچی یا چاقو)، تراشیدن (شکل مصدر با zu).

Bedeutungen

1 Akkusativ

اصلاح و مرتب کردن چیزی (مانند مو، لباس، یا متن) به شکلی که مطلوب یا مناسب باشد.

  • Der Barbier musste die Kanten des Bartes noch einmal zurechtzuschneiden, um einen perfekten Look zu erzielen.سلمانی مجبور شد لبه‌های ریش را دوباره مرتب کند تا ظاهری بی‌نقص ایجاد شود.
  • Sie bat den Schneider, den Rocksaum sorgfältig zurechtzuschneiden, damit er die richtige Länge hatte.او از خیاط خواست تا لبه دامن را با دقت مرتب کند تا طول مناسبی داشته باشد.
2 Akkusativ

تطبیق دادن یا تنظیم کردن چیزی (مانند یک برنامه یا استراتژی) با شرایط یا نیازهای خاص.

  • Wir müssen unsere Ausgaben für den Urlaub zurechtzuschneiden, da das Budget begrenzt ist.ما باید هزینه‌های تعطیلات خود را تنظیم کنیم، زیرا بودجه محدود است.
  • Der Manager musste den Projektplan zurechtzuschneiden, um die neuen Anforderungen des Kunden zu erfüllen.مدیر مجبور شد برنامه پروژه را برای برآورده کردن الزامات جدید مشتری تنظیم کند.