zureisen
سفر کردن به (مکانی ناآشنا)، وارد شدن به (یک منطقه)
Bedeutungen
1
Dativ (zu + Dativ)
به سمت یک مکان یا شخص خاص سفر کردن.
- Wir reisten dem Treffpunkt zu.ما به سمت محل ملاقات سفر کردیم.
- Die Familie reiste den Verwandten zu.خانواده به سمت خویشاوندان سفر کردند.
2
in + Akkusativ / nach + Dativ
به یک منطقه یا کشور خاص برای اقامت دائم سفر کردن (معمولاً به عنوان مهاجر). (کاربرد قدیمیتر یا رسمیتر)
- Viele Menschen sind in diese Stadt zugereist, um Arbeit zu finden.بسیاری از مردم برای یافتن کار به این شهر مهاجرت کردهاند.
- Die zugereisten Arbeiter wurden schnell integriert.کارگران مهاجر به سرعت ادغام شدند.