zureisen

Aussprache: /ˈt͡suːˌʁaɪ̯zn̩/
Wortzerlegung: zu·rei·sen
فعل

سفر کردن به (مکانی ناآشنا)، وارد شدن به (یک منطقه)

Bedeutungen

1 Dativ (zu + Dativ)

به سمت یک مکان یا شخص خاص سفر کردن.

  • Wir reisten dem Treffpunkt zu.ما به سمت محل ملاقات سفر کردیم.
  • Die Familie reiste den Verwandten zu.خانواده به سمت خویشاوندان سفر کردند.
2 in + Akkusativ / nach + Dativ

به یک منطقه یا کشور خاص برای اقامت دائم سفر کردن (معمولاً به عنوان مهاجر). (کاربرد قدیمی‌تر یا رسمی‌تر)

  • Viele Menschen sind in diese Stadt zugereist, um Arbeit zu finden.بسیاری از مردم برای یافتن کار به این شهر مهاجرت کرده‌اند.
  • Die zugereisten Arbeiter wurden schnell integriert.کارگران مهاجر به سرعت ادغام شدند.