zurennen

Aussprache: /ˈtsuːˌrɛnən/
Wortzerlegung: zu·ren·nen
فعل

با سرعت به سمت کسی/چیزی دویدن

Beispiele

  • Erst jetzt fiel Kendzierski auf, dass jemand winkend auf ihn ''zugerannt'' kam.تازه آن موقع کندزیرسکی متوجه شد که کسی با تکان دادن دست به سمت او "می‌دود".

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ / zu + Dativ

با دویدن به سمت کسی یا چیزی حرکت کردن، هجوم بردن.

  • Die Kinder rannten auf den Spielplatz zu.بچه‌ها به سمت زمین بازی دویدند.
  • Er rannte auf sie zu, um ihr zu helfen.او به سمتش دوید تا به او کمک کند.
2 auf + Akkusativ

(مجازی) با عجله و بدون فکر به سمت چیزی (معمولاً خطر یا نابودی) حرکت کردن.

  • Er rennt sehenden Auges ins Verderben zu.او با چشمان باز به سمت نابودی می‌دود.
  • Wir dürfen nicht blindlings auf Probleme zurennen.ما نباید کورکورانه به سمت مشکلات هجوم ببریم.