zusammenbringen

Aussprache: /ˌt͡suːzamənˈbʁɪŋən/
Wortzerlegung: zu·sam·men·brin·gen
فعل

گرد هم آوردن، آشنا کردن، جمع‌آوری کردن (پول)

Bedeutungen

1 jemanden/etwas (Akkusativ) zusammenbringen

افراد یا اشیاء را دور هم جمع کردن یا دو نفر را با هم آشنا ساختن

  • Er hat alle seine Freunde zu einer Party zusammengebracht.او تمام دوستانش را برای یک مهمانی گرد هم آورد.
  • Es war Gitta, die die beiden zusammenbrachte.این گیتّا بود که آن دو نفر را با هم آشنا کرد.
2 etwas (Akkusativ) zusammenbringen

مقدار مشخصی پول، اعانه یا مدارک لازم را گردآوری کردن

  • Sie musste viel Geld zusammenbringen, um das Haus zu kaufen.او مجبور بود پول زیادی جمع کند تا خانه را بخرد.
  • Wenn wir 50 Euro zusammenbringen, ist das ein guter Anfang.اگر بتوانیم ۵۰ یورو جمع کنیم، شروع خوبی است.