zusammenbringen
گرد هم آوردن، آشنا کردن، جمعآوری کردن (پول)
Bedeutungen
1
jemanden/etwas (Akkusativ) zusammenbringen
افراد یا اشیاء را دور هم جمع کردن یا دو نفر را با هم آشنا ساختن
- Er hat alle seine Freunde zu einer Party zusammengebracht.او تمام دوستانش را برای یک مهمانی گرد هم آورد.
- Es war Gitta, die die beiden zusammenbrachte.این گیتّا بود که آن دو نفر را با هم آشنا کرد.
2
etwas (Akkusativ) zusammenbringen
مقدار مشخصی پول، اعانه یا مدارک لازم را گردآوری کردن
- Sie musste viel Geld zusammenbringen, um das Haus zu kaufen.او مجبور بود پول زیادی جمع کند تا خانه را بخرد.
- Wenn wir 50 Euro zusammenbringen, ist das ein guter Anfang.اگر بتوانیم ۵۰ یورو جمع کنیم، شروع خوبی است.