zusammenfinden
گردهم آمدن، به هم رسیدن، توافق کردن
Bedeutungen
1
sich zusammenfinden
جمع شدن افراد دور هم برای یک هدف یا رویداد مشخص
- Die Familie findet sich jedes Jahr zu Weihnachten zusammen.خانواده هر سال برای کریسمس دور هم جمع میشوند.
- Wir haben uns hier zusammengefunden, um zu feiern.ما در اینجا گرد هم آمدهایم تا جشن بگیریم.
2
zusammenfinden / sich zusammenfinden
پس از جدایی یا اختلافات دوباره به یکدیگر رسیدن یا به تفاهم دست یافتن
- Nach langer Trennung haben die beiden wieder zusammengefunden.پس از جدایی طولانی، آن دو دوباره به هم رسیدند.
- Die Parteien konnten nach langen Verhandlungen zusammenfinden.احزاب پس از مذاکرات طولانی توانستند به تفاهم و توافق برسند.