zusammenbrauen

Aussprache: /ˌtsuːˈzamənˌbraʊ̯ən/
Worttrennung: zu·sam·men·brau·en
فعل

درست کردن (مشروب)، سرهم کردن، تدارک دیدن (نقشه شوم)

Beispiele

  • Lass mal probieren, was du da ''zusammengebraut'' hast.بگذار امتحان کنم ببینم چه چیزی را درست کرده‌ای.
  • Die Hexe wollte aus den Kräutern ein magisches Elexier ''zusammenbrauen''.جادوگر می‌خواست با گیاهان معجون جادویی درست کند.
  • Im Westen ''braut'' sich ein Gewitter ''zusammen''.در غرب طوفانی در حال شکل‌گیری است.

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ)

آماده کردن نوشیدنی با جوشاندن و مخلوط کردن مواد (مانند آبجو یا چای).

  • Er braut sein eigenes Bier zusammen.او آبجوی خودش را دم می‌کند.
  • Sie hat einen starken Tee zusammengebraut.او یک چای غلیظ آماده کرده است.
2 etwas (Akkusativ)

طرح‌ریزی یا ساختن چیزی (معمولاً منفی یا پیچیده) مانند نقشه، داستان یا مشکل.

  • Die Kinder haben einen Streich zusammengebraut.بچه‌ها یک شوخی شیطنت‌آمیز ترتیب داده‌اند.
  • Er hat eine unglaubliche Geschichte zusammengebraut.او یک داستان باورنکردنی سرهم کرده است.
3 sich zusammenbrauen

جمع شدن یا در حال وقوع بودن چیزی (معمولاً منفی) مانند طوفان یا مشکل (اغلب به صورت انعکاسی).

  • Über den Bergen brauen sich dunkle Wolken zusammen.ابرهای تیره بالای کوه‌ها در حال جمع شدن هستند.
  • Ein Unwetter braut sich zusammen.یک طوفان در حال شکل‌گیری است.