zusammengehörig

Aussprache: /tsuˈzamənɡəˌhøːrɪç/
Worttrennung: zu·sam·men·ge·hö·rig
صفت

متعلق به یک مجموعه، مرتبط، هم‌بسته

Bedeutungen

1

متعلق به یک گروه، مجموعه یا سیستم؛ مرتبط و هم‌بسته با یکدیگر.

  • Diese Teile gehören zusammen und bilden ein Ganzes.این قطعات به هم تعلق دارند و یک کل را تشکیل می‌دهند.
  • Die Schüler fühlten sich als zusammengehörige Gruppe.دانش‌آموزان خود را به عنوان یک گروه هم‌بسته احساس می‌کردند.
  • Es ist wichtig, dass alle Abteilungen zusammengehörig arbeiten.مهم است که همه بخش‌ها به صورت مرتبط با هم کار کنند.