zusammenlesen
گردآوری/جمع کردن (تکهتکه)، با هم خواندن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) zusammenlesen
جمعآوری تکهتکه اشیاء پراکنده روی زمین یا اطلاعات گوناگون.
- Nach dem Sturm musste er die Äste vom Rasen zusammenlesen.پس از طوفان او مجبور بود شاخههای افتاده را از روی چمن جمع کند.
- Die Studentin las die wichtigsten Fakten aus verschiedenen Artikeln zusammen.دانشجو حقایق مهم را از مقالات مختلف گردآوری کرد.
2
etwas (Akkusativ) zusammenlesen
خواندن دستهجمعی یک متن یا نقشه توسط گروهی از افراد.
- Wir werden den Bericht morgen früh zusammenlesen.ما فردا صبح گزارش را با هم خواهیم خواند.
- Die Kinder lasen das Märchenbuch gemeinsam zusammen.بچهها کتاب داستان پریان را با هم خواندند.