zusammengenommen
در مجموع، روی هم رفته، به طور کلی
Bedeutungen
1
به صورت کلی، با در نظر گرفتن همه موارد یا بخشها؛ مجموعاً.
- Zusammengenommen ergeben die Kosten eine beträchtliche Summe.در مجموع، هزینهها مبلغ قابل توجهی را تشکیل میدهند.
- Die beiden Teile ergeben zusammengenommen ein vollständiges Bild.این دو بخش روی هم رفته تصویری کامل را ارائه میدهند.
- Zusammengenommen haben wir drei Stunden gewartet.در مجموع، ما سه ساعت منتظر ماندیم.