zusammensammeln
جمع کردن، گردآوری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
جمعآوری کردن، گرد آوردن (اشیای کوچک یا پراکنده، یا در طول زمان). مشابه sammeln، اما بر جمع کردن چیزها *با هم* تأکید دارد.
- Die Kinder haben am Strand Muscheln zusammengesammelt.بچهها در ساحل صدف جمعآوری کردند.
- Er hat über die Jahre eine beeindruckende Briefmarkensammlung zusammengesammelt.او طی سالها یک مجموعه تمبر چشمگیر جمعآوری کرده است.
2
Akkusativ
جمعآوری کردن (اطلاعات، قدرت و غیره) (مجازی)
- Sie musste all ihre Kräfte zusammensammeln, um die Aufgabe zu bewältigen.او مجبور بود تمام نیرویش را جمع کند تا از عهده کار برآید.
- Wir haben alle verfügbaren Informationen zusammengesammelt.ما تمام اطلاعات موجود را جمعآوری کردیم.