zusammensparen
پسانداز کردن برای خرید چیزی
Beispiele
- Das neue Computerspiel muss sich der Sohn selbst von seinem Taschengeld ''zusammensparen.پسر باید پول بازی کامپیوتری جدید را خودش از پول توجیبیاش پسانداز کند.
- Für sein Leben im Alter hat er schon einen ordentlichen Batzen ''zusammengespart.او برای دوران پیریاش مبلغ قابل توجهی پسانداز کرده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas)
پول یا منابع را به تدریج و با صرفهجویی جمعآوری کردن برای یک هدف خاص.
- Sie spart Geld zusammen, um ein neues Auto zu kaufen.او پول پسانداز میکند تا یک ماشین جدید بخرد.
- Wir haben lange zusammengespart, um diese Reise machen zu können.ما مدتها پسانداز کردیم تا بتوانیم این سفر را انجام دهیم.