zusammenhängend
پیوسته، مرتبط، منسجم
Bedeutungen
1
چیزی که به هم متصل است یا به طور منطقی به هم مرتبط است و یک کل واحد را تشکیل میدهد.
- Die beiden Teile des Buches sind sehr zusammenhängend geschrieben.دو بخش کتاب به شکلی بسیار پیوسته نوشته شدهاند.
- Ein zusammenhängender Text ist leichter zu verstehen.یک متن منسجم راحتتر فهمیده میشود.
- Die Beweise ergaben ein zusammenhängendes Bild des Verbrechens.شواهد تصویری مرتبط از جرم را نشان میدادند.
2
در ریاضیات و علوم کامپیوتر: مجموعهای که در آن هر دو نقطه را میتوان با یک مسیر پیوسته درون مجموعه به هم وصل کرد.
- Ein Kreis ist eine zusammenhängende Menge in der Ebene.دایره یک مجموعه پیوسته در صفحه است.
- Diese geometrische Form ist zusammenhängend.این شکل هندسی پیوسته است.
- Die Topologie untersucht Eigenschaften von zusammenhängenden Räumen.توپولوژی خواص فضاهای پیوسته را بررسی میکند.