zusammenleben

Aussprache: /t͡suˈzamənˌleːbn̩/
Wortzerlegung: zu·sam·men·le·ben
فعل

با هم زندگی کردن، هم‌خانه بودن

Bedeutungen

1 (mit + Dativ)

با فردی دیگر (به عنوان زوج یا هم‌خانه‌ای) در یک واحد مسکونی یا جامعه زندگی کردن

  • Sie leben seit über fünf Jahren glücklich zusammen.آن‌ها بیش از پنج سال است که با هم به خوشی زندگی می‌کنند.
  • In dieser Studentensiedlung leben Menschen aus vielen Nationen zusammen.در این مجتمع دانشجویی، مردمی از ملیت‌های گوناگون با هم زندگی می‌کنند.