zusammenlegen
تا کردن (لباس)، ادغام کردن، روی هم گذاشتن (پول)
Bedeutungen
1
Akkusativ
لباس، پارچه یا کاغذ را تا کردن
- Kannst du bitte die gewaschene Wäsche zusammenlegen?میتوانی لطفاً لباسهای شستهشده را تا کنی؟
- Er legte den Brief sorgfältig zusammen.او نامه را با دقت تا کرد.
2
Akkusativ (Geld) / intransitiv
پولی را چند نفر روی هم گذاشتن تا هدیه یا چیزی بخرند (پول دانگانه/مشترک)
- Wir haben Geld zusammengelegt, um ihm ein Geschenk zu kaufen.ما پولهایمان را روی هم گذاشتیم تا برای او هدیهای بخریم.
- Wenn wir alle zusammenlegen, reicht das Geld bestimmt.اگر همه دانگ بگذاریم/پول روی هم بگذاریم، پول حتماً کافی خواهد بود.
3
Akkusativ
ادغام کردن دو بخش، اداره، کلاس یا شرکت با یکدیگر
- Die beiden Abteilungen wurden zusammengelegt.این دو بخش با هم ادغام شدند.
- Man plant, zwei Schulen zusammenzulegen.برنامهریزی شده که دو مدرسه را ادغام کنند.