zusammenlegen

Aussprache: /ˌtsʊzamənˈleːɡn̩/
Worttrennung: zu·sam·men·le·gen
فعل

تا کردن (لباس)، ادغام کردن، روی هم گذاشتن (پول)

Bedeutungen

1 Akkusativ

لباس، پارچه یا کاغذ را تا کردن

  • Kannst du bitte die gewaschene Wäsche zusammenlegen?می‌توانی لطفاً لباس‌های شسته‌شده را تا کنی؟
  • Er legte den Brief sorgfältig zusammen.او نامه را با دقت تا کرد.
2 Akkusativ (Geld) / intransitiv

پولی را چند نفر روی هم گذاشتن تا هدیه یا چیزی بخرند (پول دانگانه/مشترک)

  • Wir haben Geld zusammengelegt, um ihm ein Geschenk zu kaufen.ما پول‌هایمان را روی هم گذاشتیم تا برای او هدیه‌ای بخریم.
  • Wenn wir alle zusammenlegen, reicht das Geld bestimmt.اگر همه دانگ بگذاریم/پول روی هم بگذاریم، پول حتماً کافی خواهد بود.
3 Akkusativ

ادغام کردن دو بخش، اداره، کلاس یا شرکت با یکدیگر

  • Die beiden Abteilungen wurden zusammengelegt.این دو بخش با هم ادغام شدند.
  • Man plant, zwei Schulen zusammenzulegen.برنامه‌ریزی شده که دو مدرسه را ادغام کنند.