zusammenlesen
گردآوری/جمع کردن (تکهتکه)، با هم جمعی خواندن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) zusammenlesen
اشیاء پراکنده روی زمین یا اطلاعات گوناگون را تکهتکه جمعآوری و گردآوری کردن
- Die Kinder mussten das heruntergefallene Holz im Garten zusammenlesen.بچهها مجبور شدند چوبهای افتاده روی زمین در حیاط را جمع کنند.
- Er hat die Fakten für seine Studie aus vielen Quellen zusammengelesen.او حقایق مطالعهاش را از منابع متعددی گردآوری کرده است.
2
etwas (Akkusativ) zusammenlesen
متن یا نقشی را به صورت گروهی و دستهجمعی با هم خواندن
- Wir sollten das Theaterstück vor der Probe einmal zusammenlesen.ما باید نمایشنامه را پیش از تمرین یک بار دستهجمعی با هم بخوانیم.
- Die Schüler lasen das Gedicht gemeinsam zusammen.دانشآموزان شعر را با هم و به صورت گروهی خواندند.