zusammenliessen
اجازه دادن، جمع کردن، کنار هم قرار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (شخص یا شیء که اجازه داده میشود با هم باشند)
اجازه دادن به دو یا چند نفر یا چیز برای ماندن یا بودن با هم، یا اجازه دادن به ترکیب شدن آنها.
- Der Lehrer ließ die Schüler nur unter strenger Aufsicht zusammen.معلم فقط تحت نظارت شدید به دانشآموزان اجازه میداد با هم باشند.
- Man sollte diese beiden Chemikalien nicht ohne weiteres zusammenlassen, da eine gefährliche Reaktion entstehen könnte.نباید این دو ماده شیمیایی را به راحتی با هم ترکیب کرد، زیرا ممکن است واکنش خطرناکی ایجاد شود.