zusammenpacken
جمع کردن، بستن وسایل، جمع کردن بساط
Bedeutungen
1
Akkusativ (optional)
وسایل را جمع کردن، بستن (چمدان، کیف و غیره) برای سفر یا جابجایی
- Wir müssen unsere Koffer zusammenpacken.ما باید چمدانهایمان را ببندیم.
- Pack deine Sachen zusammen, wir fahren gleich los!وسایلت را جمع کن، الان راه میافتیم!
2
Akkusativ
چیزها را در یک بسته یا ظرف قرار دادن، بستهبندی کردن
- Der Verkäufer packte die Äpfel in eine Tüte zusammen.فروشنده سیبها را در یک کیسه جمع کرد.
- Könntest du bitte die Bücher zusammenpacken?ممکن است لطفاً کتابها را با هم بستهبندی کنی؟