zusammenpreßten
فشردند (شکل گذشته فعل 'zusammenpressen')
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم)
به معنای اعمال فشار قوی برای نزدیک کردن یا متراکم کردن اشیاء یا مواد، اغلب در زمینههای فنی، علمی یا ادبی برای توصیف فرآیندهای فیزیکی.
- Die Arbeiter pressten die Materialien unter hohem Druck zusammen.کارگران مواد را تحت فشار بالا به هم فشرده کردند.
- Die geologischen Schichten wurden über Jahrmillionen hinweg zusammengepresst.لایههای زمینشناسی در طول میلیونها سال فشرده شدند.