zusammenrumpeln
با شدت به هم برخورد کردن، تصادم کردن (در حرکت)
Beispiele
- Auch Bienen geben Laute der Überraschung von sich. Zum Beispiel, wenn sie mit einer Artgenossin ''zusammenrumpeln.'' Die Laute erinnern an ein Hupen.حتی زنبورها نیز صداهای تعجبآور از خود ساطع میکنند. به عنوان مثال، زمانی که با یکی از همنوعان خود تصادم میکنند. این صداها شبیه بوق زدن است.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
(معمولاً اشیاء) با صدای بلند و نامنظم حرکت کردن یا به هم خوردن، با سروصدا به هم ریختن.
- Die alten Möbel rumpelten im Umzugswagen zusammen.مبلمان قدیمی در کامیون اسبابکشی با سروصدا به هم میخوردند.
- Als der Zug bremste, rumpelten die Koffer im Gepäckfach zusammen.وقتی قطار ترمز کرد، چمدانها در قفسه بار با سروصدا به هم خوردند.