zusammenschieben
به هم چسباندن، متراکم کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چند وسیله (مانند میزها یا صندلیها) را با هل دادن به هم چسباندن
- Wir müssen die Tische zusammenschieben, damit alle Platz haben.ما باید میزها را به هم بچسبانیم تا همه جا بشوند.
- Sie schoben die Betten zusammen.آنها تختها را کنار هم قرار دادند.
2
Akkusativ
قرارها، برنامه یا دادهها را ترکیب و متراکم کردن
- Wir können die zwei Termine zusammenschieben, um Zeit zu sparen.میتوانیم این دو قرار را ترکیب کنیم تا در زمان صرفهجویی شود.