zusammenschleppen
جمع کردن، گردآوری کردن (اشیاء سنگین یا بدقواره)
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas zusammenschleppen)
اشیاء سنگین، حجیم یا تعداد زیادی از اشیاء را با تلاش و سختی به یک مکان آوردن یا جمع کردن.
- Wir mussten die schweren Möbel mühsam in den dritten Stock zusammenschleppen.ما مجبور بودیم مبلمان سنگین را با زحمت به طبقه سوم بالا بکشیم.
- Die Kinder schleppten ihre Spielsachen vom Spielplatz nach Hause zusammen.بچهها اسباببازیهایشان را از زمین بازی به خانه جمع کردند.