zusammenstehen
کنار هم ایستادن، متحد بودن
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
در کنار یکدیگر به طور فیزیکی قرار داشتن
- Die Kinder standen im Kreis zusammen.بچهها دور هم/کنار هم ایستاده بودند.
2
(ohne Objekt)
در شرایط سخت همبستگی داشتن و از یکدیگر حمایت کردن
- In schwierigen Zeiten müssen wir als Familie zusammenstehen.در شرایط سخت، ما باید به عنوان یک خانواده متحد باشیم.