zusammenstellen
جمعآوری/تدوین کردن، کنار هم چیدن، تشکیل دادن (تیم/منو)
Bedeutungen
1
Akkusativ
جمعآوری، مرتبسازی و گردآوری مدارک، اطلاعات یا لیست برای هدفی خاص
- Ich muss die Unterlagen für die Steuererklärung zusammenstellen.من باید مدارک را برای اظهارنامه مالیاتی جمعآوری کنم.
- Bitte stellen Sie eine Liste der benötigten Materialien zusammen.لطفاً لیستی از مواد لازم تهیه کنید.
2
Akkusativ
تشکیل دادن، چیدن یا سازماندهی یک تیم، گروه، منوی غذا یا مجموعه
- Der Trainer hat eine starke Mannschaft für das Turniers zusammengestellt.مربی تیم قویای برای تورنمنت تشکیل داد.
- Der Küchenchef hat ein hervorragendes Menü zusammengestellt.سرآشپز منوی فوقالعادهای چیده است.
3
Akkusativ
کنار هم قرار دادن فیزیکی چند وسیله یا صندلی/میز
- Wir müssen die Tische zusammenstellen, damit alle Platz haben.ما باید میزها را کنار هم بگذاریم تا همه جا بشوند.
- Stellt die Stühle bitte nach dem Kurs wieder zusammen.لطفاً صندلیها را بعد از کلاس کنار هم بگذارید.