zusammenstreichen
کوتاه کردن، حذف کردن، کم کردن
Beispiele
- Die ganze Einleitung können Sie auf zwei Sätze ''zusammenstreichen''.میتوانید کل مقدمه را به دو جمله «کوتاه کنید».
- Der Vorstand drohte, die Mittel für das laufende Jahr ''zusammenzustreichen''.هیئت مدیره تهدید کرد که بودجه سال جاری را «کاهش دهد».
Bedeutungen
1
Akkusativ
به معنای کاهش دادن یا حذف کردن چیزی (معمولاً بودجه، هزینهها، برنامهها) به دلیل کمبود منابع یا ضرورت.
- Die Regierung musste die Ausgaben für Bildung zusammenstreichen.دولت مجبور شد هزینههای آموزش را کاهش دهد.
- Viele Stellen wurden zusammengestrichen, um Kosten zu sparen.بسیاری از موقعیتهای شغلی برای صرفهجویی در هزینهها حذف شدند.
2
Akkusativ
به معنای خلاصه کردن یا کوتاه کردن یک متن، سخنرانی یا گزارش.
- Er musste seinen Vortrag auf zehn Minuten zusammenstreichen.او مجبور شد سخنرانی خود را به ده دقیقه خلاصه کند.
- Der Redakteur hat den Artikel stark zusammengestrichen.ویراستار مقاله را به شدت کوتاه کرده است.