zusammentelefonieren
تلفنی هماهنگ کردن، تلفنی صحبت کردن (برای توافق)
Bedeutungen
1
Akkusativ (für Personen/Orte) / ohne spezifischen Kasus (allgemein)
تماس تلفنی با چندین نفر یا مکان برای جمعآوری اطلاعات یا سازماندهی چیزی.
- Wir müssen die Termine noch zusammentelefonieren.ما باید هنوز قرارها را تلفنی هماهنگ کنیم.
- Sie telefonierte mit allen Abteilungsleitern zusammen, um die Strategie zu besprechen.او با تمام مدیران بخشها تلفنی صحبت کرد تا استراتژی را مورد بحث قرار دهند.