zusammenwerfen

Aussprache: /t͡suˈzamənˌvɛrfən/
Wortzerlegung: zu·sam·men·wer·fen
فعل

درهم ریختن، قاطی کردن (مفاهیم)، پول/منابع روی هم گذاشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

اشیای مختلف را یک‌جا و با بی‌دقتی انباشتن یا مخلوط کردن

  • Er hat alle seine Kleider unordentlich in den Koffer zusammengeworfen.او تمام لباس‌هایش را نامرتب داخل چمدان درهم ریخت.
  • Wirf die alten Papiere einfach in die Kiste zusammen.کاغذهای قدیمی را همین‌طور در جعبه روی هم بینداز.
2 Akkusativ

مفاهیم، موضوعات یا اشخاص نامرتبط را با هم اشتباه گرفتن و قاطی کردن

  • Du darfst diese beiden Begriffe nicht einfach zusammenwerfen.نباید این دو مفهوم را به سادگی با هم قاطی کنی.
  • Man sollte Äpfel nicht mit Birnen zusammenwerfen.نباید موضوعات بی‌ربط (سیب و گلابی) را با هم قاطی کرد.
3 Akkusativ / Intransitiv

پول، ایده یا منابع را دانگ گذاشتن و روی هم ریختن

  • Wir haben unser Geld zusammengeworfen, um ein Geschenk zu kaufen.ما پول‌هایمان را روی هم گذاشتیم تا هدیه‌ای بخریم.
  • Lass uns die verbleibenden Ersparnisse zusammenwerfen.بیا پس‌اندازهای باقی‌مانده‌مان را روی هم بگذاریم.