zusammenwerfen
درهم ریختن، قاطی کردن (مفاهیم)، پول/منابع روی هم گذاشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
اشیای مختلف را یکجا و با بیدقتی انباشتن یا مخلوط کردن
- Er hat alle seine Kleider unordentlich in den Koffer zusammengeworfen.او تمام لباسهایش را نامرتب داخل چمدان درهم ریخت.
- Wirf die alten Papiere einfach in die Kiste zusammen.کاغذهای قدیمی را همینطور در جعبه روی هم بینداز.
2
Akkusativ
مفاهیم، موضوعات یا اشخاص نامرتبط را با هم اشتباه گرفتن و قاطی کردن
- Du darfst diese beiden Begriffe nicht einfach zusammenwerfen.نباید این دو مفهوم را به سادگی با هم قاطی کنی.
- Man sollte Äpfel nicht mit Birnen zusammenwerfen.نباید موضوعات بیربط (سیب و گلابی) را با هم قاطی کرد.
3
Akkusativ / Intransitiv
پول، ایده یا منابع را دانگ گذاشتن و روی هم ریختن
- Wir haben unser Geld zusammengeworfen, um ein Geschenk zu kaufen.ما پولهایمان را روی هم گذاشتیم تا هدیهای بخریم.
- Lass uns die verbleibenden Ersparnisse zusammenwerfen.بیا پساندازهای باقیماندهمان را روی هم بگذاریم.