zusammenzubekommen
با هم دریافت کردن، با هم گرفتن (مصدر با zu)
Bedeutungen
1
Akkusativ
توانستن به طور موفقیتآمیزی چیزی را به دست آوردن یا انجام دادن، به ویژه در شرایط دشوار یا با تلاش زیاد.
- Trotz aller Widrigkeiten gelang es ihm, die notwendigen finanziellen Mittel für das Projekt zusammenzubekommen.علیرغم تمام ناملایمات، او موفق شد منابع مالی لازم برای پروژه را گردآوری کند.
- Es ist fast unmöglich, die erforderlichen Unterschriften in so kurzer Zeit zusammenzubekommen.تقریباً غیرممکن است که در چنین مدت کوتاهی امضاهای لازم را جمع کرد.
2
Akkusativ
توانستن جمع کردن یا گردآوری کردن اشیاء یا افراد، اغلب با اشاره به سازماندهی یا هماهنگی.
- Wir müssen noch einige wichtige Dokumente für die Bewerbung zusammenzubekommen.ما هنوز باید برخی اسناد مهم را برای درخواست جمعآوری کنیم.
- Es war eine Herausforderung, alle wichtigen Zeugen für die Verhandlung zusammenzubekommen.جمع کردن تمام شهود کلیدی برای دادگاه یک چالش بود.