zusammenzuhalten

Aussprache: /tsuˈzaməntsuˌhaltn̩/
Worttrennung: zu·sam·men·zu·hal·ten
Erweiterter Infinitiv

با هم نگه داشتن، حمایت کردن

Bedeutungen

1 sich + Akkusativ (گاهی اوقات)

حفظ انسجام و یکپارچگی درونی یک گروه، سازمان یا سیستم، علی‌رغم فشارهای خارجی یا داخلی.

  • Die Familie hielt in den schwierigsten Zeiten fest zusammen und unterstützte sich gegenseitig.خانواده در دشوارترین زمان‌ها محکم انسجام خود را حفظ کرد و به یکدیگر یاری رساندند.
  • Nur wenn die Koalitionspartner an einem Strang ziehen, kann das Projekt erfolgreich abgeschlossen werden.تنها زمانی که شرکای ائتلاف همبستگی نشان دهند، پروژه می‌تواند با موفقیت به اتمام برسد.
2 Akkusativ

پایبندی قاطعانه به اصول، عقاید یا تعهدات، حتی در مواجهه با مخالفت یا وسوسه.

  • Er hielt trotz aller Anfeindungen an seinen Überzeugungen fest.او علی‌رغم تمام دشمنی‌ها به باورهایش پایبند ماند.
  • Die Zeugen mussten zusammenhalten und die Wahrheit verteidigen.شاهدان مجبور بودند متحد بمانند و از حقیقت دفاع کنند.