zusammenzuknüppeln
کتک زدن شدیداً، ضرب و شتم کردن (مصدر با zu)
Bedeutungen
1
Akkusativ
با استفاده از چوبدستی یا وسیلهای سنگین و سخت، به شدت و به طور مکرر ضربه زدن به کسی یا چیزی به قصد آسیب رساندن شدید، له کردن یا از بین بردن.
- Es ist verabscheuungswürdig, wie die Sicherheitskräfte die friedlichen Demonstranten zusammenzuknüppeln wagten.اینکه نیروهای امنیتی جرأت کردند تظاهرکنندگان صلحآمیز را با چوبدستی مضروب کنند، نفرتانگیز است.
- Die brutale Methode, mit der die Gegner des Regimes zusammengeknüppelt wurden, schockierte die internationale Gemeinschaft.روش وحشیانهای که با آن مخالفان رژیم در هم کوبیده شدند، جامعه بینالمللی را شوکه کرد.