zusammenzukrümmen
خم شدن
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ
شکل مصدر با 'zu' برای فعل انعکاسی 'sich zusammenkrümmen' که به معنای به شدت به خود پیچیدن، جمع شدن یا مچاله شدن (اغلب در اثر درد شدید یا ترس).
- Vor Schmerz musste er sich auf dem Boden zusammenkrümmen.او مجبور بود از درد به خود بپیچد و روی زمین جمع شود.
- Das Kind krümmte sich vor Angst in der Ecke zusammen.کودک از ترس در گوشه اتاق به خود میپیچید.