zusammenzulassen
اجازه دادن به هم، جمع کردن، کنار هم قرار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (شخص یا شیء که اجازه داده میشود با هم باشند)
اجازه دادن به دو یا چند نفر یا چیز برای ماندن یا بودن با هم، یا اجازه دادن به ترکیب شدن آنها.
- Es ist nicht ratsam, die beiden gefährlichen Stoffe zusammenzulassen, ohne entsprechende Schutzmaßnahmen zu treffen.ترکیب کردن این دو ماده خطرناک بدون اتخاذ اقدامات حفاظتی مناسب، توصیه نمیشود.
- Der Aufseher ließ die Häftlinge nur unter strengster Bewachung zusammen.سرپرست فقط تحت شدیدترین مراقبت به زندانیان اجازه میداد با هم باشند.