zusammenzulaufen

Aussprache: /t͡suˈzamənˌt͡suːˌlaʊfən/
Worttrennung: zu·sam·men·zu·lau·fen
Erweiterter Infinitiv

با هم دویدن

Bedeutungen

1

مسیرهای مختلف یا خطوطی که به یک نقطه واحد ختم می‌شوند یا در آنجا تلاقی می‌کنند؛ همچنین به معنای تجمع افراد در یک مکان (شکل مصدری).

  • Es ist faszinierend zu beobachten, wie die Adern auf einem Blatt Papier zusammenlaufen.مشاهده اینکه چگونه رگبرگ‌ها روی یک برگ کاغذ به هم می‌رسند، شگفت‌انگیز است.
  • Die Strategie des Unternehmens zielt darauf ab, dass sich alle Vertriebskanäle in einem zentralen Online-Portal zusammenlaufen.استراتژی شرکت این است که تمام کانال‌های فروش در یک پورتال آنلاین مرکزی به هم برسند.