zusammenzuleben
با هم زندگی کردن (برای با هم زندگی کردن)
Bedeutungen
1
oft mit 'mit' oder 'in'
زیستن افراد یا گروههای مختلف در کنار یکدیگر، اغلب در یک جامعه یا محیط مشترک، با تأکید بر امکان یا چالش همزیستی مسالمتآمیز.
- In dieser multikulturellen Stadtgesellschaft lernen Menschen unterschiedlicher Herkunft, friedlich zusammenzuleben.در این جامعه شهری چندفرهنگی، افراد با پیشینههای مختلف یاد میگیرند که مسالمتآمیز در کنار هم زندگی کنند.
- Die Herausforderung besteht darin, dass verschiedene Spezies in einem begrenzten Ökosystem erfolgreich zusammenleben können.چالش این است که گونههای مختلف بتوانند با موفقیت در یک اکوسیستم محدود همزیستی کنند.