zusammenzulesen

Aussprache: /t͡suˈzamənˌt͡suːleːzn̩/
Worttrennung: zu·sam·men·zu·le·sen
Erweiterter Infinitiv

با هم خواندن (مصدر)

Bedeutungen

1 Akkusativ

به معنای استخراج و گردآوری اطلاعات، داده‌ها یا ایده‌ها از منابع متعدد نوشتاری یا متنی، با هدف ایجاد یک درک جامع، تدوین یک گزارش یا تکمیل یک پروژه تحقیقاتی.

  • Es ist eine anspruchsvolle Aufgabe, alle relevanten juristischen Präzedenzfälle für diesen komplexen Fall zusammenzulesen.گردآوری تمام رویه‌های حقوقی مرتبط برای این پرونده پیچیده، وظیفه‌ای چالش‌برانگیز است.
  • Der Wissenschaftler verbrachte Monate damit, die Ergebnisse aus Dutzenden von Studien zusammenzulesen, um seine Hypothese zu untermauern.دانشمند ماه‌ها صرف کرد تا نتایج ده‌ها مطالعه را برای حمایت از فرضیه خود گردآوری کند.