zusammenzupressen
به هم فشردن، فشرده کردن (برای به هم فشردن/فشرده کردن)
Bedeutungen
1
Akkusativ
فشار دادن شدید و اجباری دو یا چند شیء به یکدیگر، اغلب با هدف کاهش حجم یا ایجاد یکپارچگی.
- Der Journalist presste die Informationen aus dem widerwilligen Zeugen zusammen.روزنامهنگار اطلاعات را با فشار از شاهد اکراهی بیرون کشید.
- Die beiden Hälften des zerbrochenen Artefakts wurden sorgfältig zusammengpresst, um ihre ursprüngliche Form zu rekonstruieren.دو نیمه شیء شکسته با دقت به هم فشرده شدند تا شکل اصلی آن بازسازی شود.