zusammenzuräumen

Aussprache: /tsʊˈzamənˌtsuːˌrɔɪ̯mən/
Worttrennung: zu·sam·men·zuräu·men
Erweiterter Infinitiv

مرتب کردن، جمع کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

به معنای انجام عمل مرتب‌سازی، سازماندهی و دسته‌بندی اشیاء، اسناد یا داده‌های پراکنده به صورت مشترک یا در یک فرآیند هدفمند، با هدف ایجاد نظم و انسجام.

  • Die Aufgabe des Bibliothekars ist es, die neu eingegangenen Bücher nach Fachgebieten zusammenzuräumen.وظیفه کتابدار این است که کتاب‌های تازه وارد شده را بر اساس حوزه‌های تخصصی مرتب کند.
  • Es ist unerlässlich, die Ergebnisse der verschiedenen Experimente systematisch zusammenzuräumen, bevor Schlussfolgerungen gezogen werden.ضروری است که نتایج آزمایش‌های مختلف به طور سیستماتیک مرتب شوند، پیش از آنکه نتیجه‌گیری صورت گیرد.