zusammenzurasseln

Aussprache: /t͡suˈzamənˌt͡suːˈrasəln/
Worttrennung: zu·sam·men·zu·ras·seln
Erweiterter Infinitiv

به هم ریختن، از هم پاشیدن (در مورد اشیاء)

Bedeutungen

1

به طور ناگهانی و با صدای بلند به هم برخورد کردن یا در هم فرو رفتن، اغلب در مورد اشیاء یا وسایلی که به صورت نامنظم و با شدت با هم برخورد می‌کنند.

  • Die beiden Züge fuhren ungebremst ineinander und rasselte mit ohrenbetäubendem Lärm zusammen.دو قطار بدون ترمز به هم برخورد کردند و با صدای کر کننده ای در هم رفتند.
  • Beim Rangieren stießen die LKW zusammen und die Ladung rasselte lautstark auf die Straße.هنگام پارک کردن، کامیون‌ها به هم برخورد کردند و بار با صدای بلندی روی جاده ریخت.