zusammenzureiten

Aussprache: /tsuˈzamenˌtsuːʁaɪtn̩/
Worttrennung: zu·sam·men·zu·rei·ten
Erweiterter Infinitiv

از طریق سوارکاری از بین بردن؛ خراب کردن (با سوارکاری)

Bedeutungen

1 nicht spezifiziert

دو یا چند نفر که با اسب در یک مسیر حرکت می‌کنند و به طور عمدی یا ناخواسته به هم می‌پیوندند و در یک مسیر مشترک قرار می‌گیرند. این کاربرد بیشتر بر عمل پیوستن تأکید دارد.

  • Die beiden Gruppen von Wanderreitern beschlossen, am nächsten Tag zusammenzureiten.دو گروه سوارکاران پیاده‌رو تصمیم گرفتند روز بعد با هم سوار شوند.
  • Sie trafen sich am Flussufer und ritten von dort aus zusammen.آنها کنار رودخانه به هم رسیدند و از آنجا با هم سوار شدند.
2 nicht spezifiziert

در یک رویداد سوارکاری، دو یا چند سوارکار به طور ناخواسته با هم برخورد کرده و سقوط می‌کنند. این کاربرد بیشتر بر نتیجه برخورد و سقوط تأکید دارد.

  • Beim Galoppieren gerieten die Pferde zu eng aneinander, sodass die Reiter fast zusammengeritten wären.هنگام چهارنعل رفتن، اسب‌ها بیش از حد به هم نزدیک شدند، به طوری که سوارکاران تقریباً با هم برخورد کرده و افتادند.
  • Ein unglücklicher Zwischenfall ereignete sich, als die Reiter in der Kurve zusammengeritten.یک اتفاق ناگوار رخ داد، زمانی که سوارکاران در پیچ با هم برخورد کردند.