zusammenzuschließen
به هم پیوستن، متحد شدن، ادغام شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (برای اشیا) یا sich + zu + Dativ (برای افراد)
چند چیز یا شخص را به هم پیوستن یا متحد کردن.
- Die beiden Firmen wollen sich zu einem großen Konzern zusammenschließen.دو شرکت میخواهند به یک شرکت بزرگ متحد شوند.
- Die Länder haben sich zusammengeschlossen, um ein gemeinsames Ziel zu erreichen.کشورها برای رسیدن به یک هدف مشترک با هم متحد شدند.
2
Akkusativ
درها یا پنجرهها را به هم قفل کردن یا بستن.
- Vergiss nicht, die Türen zusammenzuschließen, bevor du gehst.فراموش نکن قبل از رفتن درها را قفل کنی.
- Sie schloss die Fensterläden fest zusammen.او کرکرههای پنجره را محکم بست.