zusammenzuschliessen
به هم پیوستن، متحد شدن، ادغام شدن
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ
به معنای اتحاد یا ادغام رسمی دو یا چند سازمان، شرکت یا نهاد برای تشکیل یک واحد بزرگتر یا دستیابی به اهداف مشترک، اغلب در زمینههای تجاری، سیاسی یا علمی.
- Mehrere Forschungsinstitute haben sich zu einem neuen Zentrum für Nanotechnologie zusammengeschlossen.چندین مؤسسه تحقیقاتی برای تشکیل یک مرکز جدید فناوری نانو متحد شدند.
- Die beiden Banken haben sich zu einer einzigen juristischen Person zusammengeschlossen.این دو بانک برای تشکیل یک شخصیت حقوقی واحد ادغام شدند.